دبیر علمی همایش بین المللی اقتصاد شهری عنوان کرد

AWT IMAGE

ضرورت اصلاح الگوی مصرف خانوارهای شهری در راستای اقتصاد مقاومتی

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی انجمن علمی اقتصاد شهری ایران، با توجه به نام گذاری سال ۹۵ از سوی مقام معظم رهبری به نام سال اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل  این سؤال مطرح است که تا به امروز مسئولان چه مقدار برنامه ریزی برای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی داشته اند؟ و وظیفه مردم در قبال اقتصاد مقاومتی چیست؟ برای یافتن پاسخ این سوالات به سراغ دکتر«مهدی صادقی شاهدانی»، دبیر علمی همایش بین المللی اقتصاد شهری و رئیس دانشکده ‌معارف اسلامی و اقتصاد دانشگاه امام صادق(ع) رفته ایم. این مصاحبه را پیش رو دارید.

*بفرمایید گام های مسئولان را در مسیر رسیدن به یک اقتصاد درون زا چطور ارزیابی می کنید؟ و اینکه طی این سال ها از زمان طرح اقتصاد مقاومتی توسط رهبر اتقلاب تاکنون چه برنامه ریزی هایی برای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی انجام شده است؟

خب ببینید سیاست های اقتصاد مقاومتی بخش های مختلفی دارد که هر کدام از بخش ها وضعیتش نسبت به بخش های دیگر فرق می کند. مثلا فرض کنید یکی از محورهای اقتصاد مقاومتی بهبود بهره وری توسط نهادهاست، محور دیگر مربوط به مردمی کردن اقتصاد و مشارکت آحاد جامعه در فعالیت های اقتصادی است، محور دیگر در رابطه با استفاده از امکانات و ظرفیت­های درون اقتصاد و محور دیگر در رابطه با امنیت غذایی و مسایل مرتبط باامنیت غذایی است.

ما اگر مجموعه سیاست ها یا اقتصاد مقاومتی را بررسی کنیم می بینیم که در هر کدام از محورهای مربوط فعالیت هایی که طی دوران های گذشته و شرایط فعلی انجام شده متفاوت است و فرق می کند. در بعضی از محورها حرکت هایی صورت گرفته است و در بعضی محورها نیازمند این است که برنامه ریزی لازم صورت بگیرد و اقدامات عملی در قالب برنامه های عملیاتی تعریف شود و به مورد اجراگذاشته شود.

بنابراین شاید خیلی سخت است که ما بتوانیم در یک جمله بگوییم که سیاست های اقتصاد مقاومتی در کل وضعیت عملیاتی نمودنش چگونه بوده است و اظهار نظر قطعی بدهیم بلکه در هر کدام از محورها اقداماتی صورت گرفته که بخشی از عملیاتی کردن سیاست های اقتصاد مقاومتی را می تواند پوشش دهد ، البته بخشی از عملیات مربوط به سیاست های اقتصاد مقاومتی هم نیازمند این است که زمان بگذرد و برنامه های لازم برایش تدبیر شود تا از آن طریق بتوان در رابطه با پیاده سازی آن به یک نقطه  قابل قبولی رسید.

*چرا هنوز اقتصاد مقاومتی آنطور که باید به ثمر ننشسته و برخی آن را باور نکرده اند؟ الگوهای این افراد برای جایگزینی با اقتصاد مقاومتی چیست و آیا در ایران پاسخگو هست؟

ببینید مجموعه سیاست­های اقتصاد مقاومتی، مجموعه سیاست هایی است که اجرایی نمودنش چندان کار آسانی نیست.  معمولا بسته های اجرایی اگر بخواهند این سیاستهای اقتصاد مقاومتی را اجرا کنند باید تمام نیروهای خودشان را بسیج کنند و امکانات خودشان را تجهیز کنند تا بتوانند سیاست های اقتصاد مقاومتی را به مرحله  عمل برسانند.ممکن است بخشی از مسأله برگردد به اینکه آیا ما هنوز بعد از گذشت سالیان متمادی از انقلاب به این نتیجه رسیده ایم که باید این سیاست های اقتصاد مقاومتی را در دستور کار اصلی خودمان قرار دهیم یا نه، خب آن بحث دیگری است.

عده ای اعتقاد دارند که ما راهی جز این نداریم که سیاست های اقتصاد مقاومتی را در دستور کار نظام های اجرایی قرار دهیم و نظام های اجرایی باید سعی کنند که برای پیاده سازی سیاست های اقتصاد مقاومتی راه درست خودشان را تشخیص دهند.

 در سالهای گذشته به جهت شکاف های متعددی که در سیاست­های اقتصادی ذکر شده مثل شکاف بهره وری، شکاف درآمدهای دولت که عمده درآمدهای دولت را مشاهده می کنیم که از فروش نفت تأمین شده است، شکاف مردمی کردن اقتصاد  و سایر شکاف هایی که بواسطه آن سیاست های اقتصاد مقاومتی پیشنهاد شده، هدف سیاست­های اقتصاد مقاومتی این بوده که این شکاف­هایی را که خدمتتان عرض کردم بتوانیم کاهش بدیم و یا کلا برطرف کنیم.

 در سالهای گذشته ما بخشی از این شکاف­ها را با فروش نفت تأمین می کردیم و این شکاف­ها در عرصه  اقتصاد، خودش را خیلی نشان نمی داد وآثار زیان­بار مربوط به این شکاف­ها خیلی خوب، خود نمایی نمی­کرد، دلیلش هم این بود که ما وقتی این شکاف­ها را داشتیم مثل شکاف درآمد دولت که عمدتا از طریق نفت تأمین می شد، نفت بیشتری می فروختیم تا شکاف درآمدی دولت را تأمین بکنیم و با فروش بیشتر نفت کمتر به نظام مالیاتی دولت محتاج باشد.

اما این شکاف هایی که عرض کردم زمانی مشکلاتش بیشتر بروز کرد و ما را به این نتیجه رساند که باید برای این شکاف ها فکر اساسی کنیم که ما دیگر نتوانستیم درآمد قابل توجهی برای نفت به دست بیاوریم یا آن درآمدی که برای نفت بدست آوردیم، درآمد قابل ملاحظه ای نبود و نمی توانست نارسایی های مربوط را پوشش بدهد.بنابراین وقتی که دیگر نفت را نتوانستیم بفروشیم دیگر نتوانستیم آن شکاف­ها را بپوشانیم و آن شکاف ها خودنمایی لازم را نداشته باشد. برهمین اساس به این فکر افتادیم که نظامی که باید برای شکاف های متعددی که طی سالیان متمادی گریبان اقتصاد را گرفته بود فکر اساسی بکنیم و پیشنهاد سیاست های اقتصاد مقاومتی برای این بوده است که ما بتوانیم این شکاف­ها را پوشش دهیم، وضعیت بهره وری نهادها را بهبود ببخشیم و مردم را در فعالیت­های اقتصادی بیشتر مشارکت بدهیم، اقتصاد بدون نفت را در دستور کار خودمان قرار دهیم، به امنیت غذایی توجه کنیم، بحث خام فروشی را از دستور کار خودمان خارج کنیم و حتی المقدور دیگر خام فروشی نکنیم؛ مسایلی از این قبیل که سیاستهای اقتصاد مقاومتی با دقت به آن توجه کرده است.

* وظیفه مردم در اقتصاد مقاومتی چیست؟ چنانکه طبق فرمایشات رهبر انقلاب مهمترین مسئولیت کارگران در این بخش، «درست، با کیفیت و با استحکام انجام دادنِ کار» است. در چنین شرایطی آیا وظیفه مردم اعتماد به کارگران ایرانی نیست؟ آیا خرید کالای داخلی و اعتماد به تولید ملی سهم مردم در اقتصاد مقاومتی نیست؟

بببینید مردم در چند ناحیه به مجموعه  اقتصاد سیاستی می توانند کمک کنند. البته همه  انتظارات را نمی توان از مردم داشت بلکه سیاستگذاران و تصمیم گیران هم باید کمک کنند که سیاست های اقتصاد مقاومتی به مرحله عمل دربیاید.من چند بند را اشاره می کنم که مردم در آن تأثیر بسزایی خواهند داشت،یکی بحث اصلاح و الگوی مصرف است. وقتی ما صحبت از اصلاح الگوی مصرف می کنیم عمدتا مربوط به مصرف در بخش خانوارهاست ،چه خانوارهای شهری چه خانوارهای روستایی باید مصرف در این زیر بخش اجتماعی مورد ملاحظه قراربگیرد.

باید روی آن تجدید نظر کنیم و تک تک آحاد جامعه روی این مسأله حساسیت به خرج دهند برای مثال الگوی مصرف آب و برق و انرژی  ما به نظر میرسد که مطلوب نیست، ما مشکلات این الگوی مصرف را باید به کمک مردم حل کنیم و همانطور اقتصاد سیاست های مقاومتی تأکید می کنند الگوی مصرف را بهبود ببخشیم تا در یک دوره ای از زمان بتوانیم به سطح قابل قبولی از الگوی مصرف برسیم بنابراین یکی از کارهایی را که ما می توانیم از مردم استمداد بطلبیم بحث همکاری در اصلاح الگوی مصرف است.

اما در رابطه با بند مردمی کردن اقتصاد هم به نظر من نیازمند کمک مردم هستیم، مردم می توانند در فعالیت های اقتصادی به مجموعه  نظام کمک کنند هر کسی در هرجای این خطه و قلمرو جمهوری اسلامی قراردارد وحتی کسانی که در خارج از این قلمرو قرار دارند و ایرانی هستند می توانند به مجموعه  اقتصاد کشور کمک کنند.کمک مردم به مجموعه اقتصاد کشور این است که وارد فعالیت های اقتصادی شوند و سعی بکنند که نقش خودشان را در فعالیت های اقتصادی ایفا کنند. تا آنجایی که امکان دارد بحث خلاقیتهای تولیدی در دستور کار قراربگیرد و مردم به ویژه آنهایی که خلاقیت های لازم را دارند وارد عرصه های تولیدی شوند وعرصه های تولیدی مورد نیاز کشور که اشتغال را هم به­دنبال دارد، فعال کنند.

ما عرصه های مختلف تولیدی داریم که اگر مردم بیایند و وارد آن عرصه ها شوند، می توانند خیلی به مجموعه اقتصادی نظام کشور کمک کنند. باز مردم در رابطه با سرمایه گذاری هایی که توانش را دارند (بالاخره بعضی از مردم ما از نظر منابع مالی و در وضعیت مناسبی قراردارند) منابع مالی مردم باید بیاید و در جهت سرمایه گذاری های مولد مورد استفاده قرار بگیرد و توصیه کنید به مردم که اگر کسانی هستند که می توانند عهده دار جریان های کارفرمایی هستند وارد جریانهای کار فرمایی شوند و کسب و کارهای کوچک وبزرگ را راه بیاندازند و این کسب وکارهای کوچک خود به خود برای مجموعه ی نظام اقتصادی کشور می­تواند مؤثر باشد.

حتی اگر کسانی هستند که نمی توانند کسب وکارهای کوچک و بزرک را راه اندازی کنند اما با مشارکت های خودشان در بازار سرمایه می توانند نقش بارزی در اقتصاد ایفا کنند.

مردم ما در شرایط حاضر می توانند با ورود به بازار سرمایه و خرید بخشی از سهام کشورها در این زمینه به اقتصاد کشور کمک کنند و نقش خودشان را در تأمین مالی بنگاه های اقتصادی داشته باشند بنابراین ما مردم را باید توصیه کنیم که منابع خودشان را در جریان های واسطه گری زیاد قرار ندهند و سعی کنند که در جریان­هایی قراردهند که فعالیت­های مولد درآن وجود دارد و این فعالیتهای مولد اگر رونق پیدا کند وضعیت اشتغال و تورم ما هم بهبود پیدا  می­کند.

 باز یکی ازمحورها که مورد توجه است بحث بهبود بهره وری نیروی کار است. ما یکی از بندهای سیاست­های اقتصاد مقاومتی مان  بهبود بهره وری نهاده هاست و نیروی کار هم یک نهاده  اولیه است که در جریان­های تولید نقش بارزخودش را ایفا می­کند.

ما باید از کلیه کسانی که به عنوان نیروی کار نقش لازم خودشان را دارند ایفا می کنند بخواهیم که روحیه خلاقانه داشته باشند و با جدیت و پشتکار سعی کنند که در فعالیت­های کاری خودشان از حداکثر جدیت وجودشان بهره بگیرند. اگر نیروی انسانی­مان جریان­های خلاقانه و دانشش توسعه پیدا کند و با خلاقیت و کسب دانشی که درجریانهای کاری ایجاد می شود به نظر من بهبود بهره‌وری نیروی کار هم در سطح قابل قبولی قرارخواهد گرفت.

حالا هرکسی به سهم خودش می­تواند کار بکند، کسانی که در فعالیت­های خدماتی دارند کار می کنند می توانند نقش بارز خودشان را ایفا کنند، کسانی که در فعالیت های مولد و تولیدی دارند کار می کنند، در فعالیت­های فنی و مهندسی هم نیروی کار نقشش بارز است و به خوبی می توانند در این نوع فعالیت های فنی خود را نشانه دهند.

گرچه که به اصطلاح می گوییم این بهبود تکنولوژی ،ولی بهبود تکنولوژی در کنار بهبود بهره وری نیروی کار باید مطرح شود. اگر ما تکنولوژی را بهبود ببخشیم ولی نیروی کار بهره وری خودش را بهبود نبخشد باز ما از قسمت بهبود تکنولوژی نتیجه  لازم را نمی گیریم.

منبع:فاطر۲۴


کلیدواژه ها: اقدام و عمل | اقتصاد مقاومتی | تهران | فصلنامه علمی پژوهشی | مدیریت شهری | انجمن علمی | اقتصاد شهری | همایش بین المللی | صادقی شاهدانی | اصلاح الگوی مصرف خانوار | مقام معظم رهبری |



CAPTCHA
دفعات مشاهده: 1540 بار   |   دفعات چاپ: 547 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر


این فصل نامه دارای درجه علمی - پژوهشی مصوب به شماره مجوز ۳/۵۷۸۸۱۰  از وزارت علوم ،تحقیقات فناوری است .
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه علمی اقتصاد و مدیریت شهری می باشد.

استفاده از مطالب ارایه شده در این پایگاه با ذکر منبع آزاد می باشد.